About

خیلی وقت است که نمی دانم چه کاره ام. به بعضی ها می گویم گرافیستم، به بعضی دیگر ویراستار و درهمه حال نوشتن دغدغه ی اصلی ام بوده است .به امید روزی که نوشتن ،کار، و نویسندگی مشغولیتی پرارج باشد که هر نویسنده ای که دیگر می اندیشد در هراس نگرفتن مجوز روز وشب را به هم ندوزد .

Advertisements

6 دیدگاه (+add yours?)

  1. دمادم
    آوریل 19, 2010 @ 12:17:12

    نویسندگی آن شغلی ست که باید خود را با آن معرفی کنی.

    پاسخ

  2. خواب بزرگ
    آوریل 25, 2010 @ 19:06:51

    هاها..چه خوب..يك نفر ديگر هم هست كه ريشش درآمده و نمي‌داند چه كاره است! 🙂

    پاسخ

    • خواب بزرگ
      آوریل 25, 2010 @ 19:10:34

      پ ن:
      گاهی – به شوخی البته و در ادامه آن ماجرای در خدمت و خیانت مرتضی- فکر می‌کنم به رابطه‌مان یاد آن جوکه مي‌افتم که یکی گربه‌اش مریض می‌‌شود، رفیقش می‌گوید گربه من که مریض شد بهش آرسنیک دادم، توصیه را عمل می‌کند و گربهه می‌میرد و می‌رود یقه رفیقش را می‌گیرد که مرد حسابی این چه توصیه‌ای بود، گربه من مرد. طرف هم معصومانه می‌گوید خب گربه من هم مرد!

      پاسخ

  3. سین دخت
    ژوئیه 03, 2010 @ 01:56:57

    چه خوب که تنها نمی دانی چه کاره ای
    مدتهاست حتی نمی دانم کی هستم؟…

    پاسخ

  4. مرتضی
    اوت 12, 2010 @ 23:51:35

    حکایت اهل قلم تو این مملکت از قدیم الایام یه چیزی تو مایه های مضمونی این شعر شهر قصه مرحوم بیژن مفید بوده که میگه:زن شاعر نشو شاعر فقیره!

    پاسخ

  5. دمادم
    سپتامبر 21, 2010 @ 11:23:43

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: