دلم برای نوشتن تنگ شده و احساس می کنم در این مدتی که بنا به مشکلات و «نا درکجایی» نمی توانسته ام بنویسم، البته نوشتن که همیشه بوده، نم یتوانسته ام بنشینم و سر صبر تایپ کنم و بگذارم این جا، خودم ضرر کرده ام و چه ضرری بزرگ تر از این که ارتباطم با دوستان قطع شده؟ چندی پیش فرصتی دست داد و دوباره و باحوصله نشستم به خواندن پست های قدیمی و دیدم هیچ دلیلی بهانه ی خوبی برای ننوشتن نیست.

این است که دوباره آمده ام. می خواهم دستی به سر و روی این خانه بکشم و با خیالات و رویاهای خودم سرگرم باشم. در همین مجال از همه ی دوستانی که با فرستادن ای میل پرسیده اند کجایی و چرا نمی نویسی تشکر می کنم.