هر انسانی ظرفی از انرژی است که این انرژی به صورت های گوناگون مصرف می شود.در واقع هر عملی که از انسان سر زند٬هر کاری که انجام دهد بخشی از این انرژی مصرف می شود وبه نسبت نوع عمل از انرژی مصرف شده تفاوت می کند.مثلا اگر انسان هیچ کار فیزیکی نکند و فقط فکر کند٬انرژی انسانی درفکر کردن مصرف می شود.خستگی یکی از نشانه ه ای کاهش انرژی انسانی است وخواب یکی از راه های بازیافت انرژی مصرف شده است.

اگر انسان بتواند از هرز روی انرژی خود جلوگیری کند و تنها انرژی را درخدمت عملی قرار دهد که انجام آن لازم ست٬انرژی در انسان حبس می شود . مانند دیگ زودپز که بخار در آن حبس می شود و کنترل شده خارج می شود.دراین صورت انرژی حبس شده قادر است کار های شگفت انگیزی انجام دهد.انرژی انسانی پایه ی زیست انسان ست.زمانی که بدون شناخت اولیه از کسی خوشمان می آید یا بدمان می آید٬علت به تجانس یا عدم تجانس انرژی انسانی ما وشخص مقابل بر می گردد.

***

به همین قیاس انرژی کیهانی اساس وجود و تحرک کیهان ست و به همان میزان ابهام در ماهیت این انرژی وجود دارد که در انرژی انسانی ابهام هست.با این همه چیزهایی می دانیم.بدیهی است که اتصال یا تغذیه ی انسان از انرژی کیهانی به معنی برخورداری از منبعی بی پایان وبسیار قدرت مند است.

***

هر عملی در جهان هستی از برخورد دو یا چند خط انرژی شکل می گیرد.»خط انرژی» ترکیب نارسایی برای بیان موضوع است اما چاره چیست؟

دوست عزیزی پرسیده است که آیا خدا هم از این زاویه قابل تبیین است؟بعدها به این نکته ی بسیار مهم خواهیم پرداخت.

Advertisements